"گمان"و "شيرمشه" واقع در شمال زنجان، منطقه ای سرسبز و زيبا، محصور در ميان کوههاست.ساعت 5:30 در بلوار آزادی در يک تيم 5 نفره مصمم به اجرای اين برنامه به سوی منطقه ی "گاوازنگ"، اين ميعادگاه عاشقان کوه وکوهنوردی زنجان حرکت می کنيم. خيل کوهروها وکوهنوردان در دسته های کوچک وبزرگ و انفرادی به سوی "گاوازنگ" روان است؛ انسان با ديدن اين همه عاشق دوستدار کوه احساس آرامش و شعف می کند چرا که حرکت به سوی "گاوازنگ" يعنی حرکت به سوی سلامتی و شادابی وتندرستی.
از کنار سد "گاوازنگ" به سوی سه را ه "امند" و از آنجا به طرف گردنه ی "وای وای" رکاب می گردانيم. منطقه ی زيبای "امند" در ميان کوهها صبحی ديگر را با صدای پرندگان ونسيم صبحگاهی شروع می کند؛ اين منطقه ی زيبا اکنون مدتی است به علت ساخت وسازهای بی رويه واز بين بردن مناظر بکر آن موجب تکدر خاطر دوستداران طبيعت و کوهنوردان شده است اکنون در جايی که گلهای زيبا و با طراوت می رويند ماشينهای جورواجور پارک شده است ميان غوغای طرقه ها و بدبد است بلدرچين به سوی گردنه ی "وای وای" رکاب می زنيم .درآخر پيست دوچرخه سواری و ازسمت چپ آن به سوی "وای وای" روان می شويم بعداز چند دقيقه اکنون در گردنه ی "وای وای" مشرف به روستای "تهم" و گردنه ی "آق گئديک" هستيم. ساعت 7:22 نسيم خنک صبحگاهی بر گونه هايمان می زند وخوش آمد می گويد اين جا دنيا را دگرگونه می بينيم منطقه مابين زنجان و "تهم" است زين دوچرخه ها را پايين می آوريم؛ کلاه ايمنی بر سر، آرام وبا احتياط از شيب نسبتا تند به پايين دره سرازير می شويم بعضی از بچه ها سوار و بعضی دوچرخه بر دست، من برعکس دوچرخه برکول. اکنون مرکب سوار من است؛ پايين تر می رويم منطقه با صفاتر می شود.
صدای آب اين مايع حيات روح آدمی را جلا می دهد؛ جلوتر باغهای جنوب "تهم" از ما دلبری می کند. چشم انداز روستای "تهم" و باغهای آن در ميان گندم زارهای طلايی چون نگينی زيبا می درخشد از دوچرخه پايين می آييم، تعدادی عکس می گيرم مناظری واقعا زيبا و به ياد ماندنی در اينجاست جلوتر می رويم نرسيده به روستا زير درختی پر است از زردآلوی خوشمزه، باغبانش نيزآنجاست اززرد آلوها می خوريم جای شما خالی بسيار خوش طعم است. حرکت می کنيم ساعت8:30 به روستای "تهم" می رسيم. کيلومترشمار 20 را نشان می دهد از روستا می گذريم واز جاده ی آسفالته به سوی شمال رکاب می گردانيم؛ يکی از بچه ها جلو و بقيه با سرعت 15- 18 پشت سرش حرکت می کنيم و از خلا پشت همديگر برای سهولت در حرکت استفاده می کنيم.
اطراف جاده بسيار خوش منظره است می ايستيم و عکسی می گيريم و حرکت .جلوتر کمی مانده به گردنه ی "آق گئديک" در زير پلی می ايستيم تا بچه ها صبحانه بخورند من نيز از فرصت استفاده می کنم ازپروانه های اطراف مشغول عکاسی می شوم؛ اين حشره ی زيبا کمتر در يک جا بند می شود مجبورم خودم را با حرکات او وفق بدهم و عکسی بگيرم. بعداز نيم ساعت بر می خيزيم وشيب نسبتا تند گردنه را در پيش می گيريم. بچه ها سرحال و قبراق رکاب می زنند، ماشين های راه سازی مشغول کار در جاده هستند و گاهی با بوق زدن حالی از ما می پرسند و می گذرند. ساعت 10 در گردنه هستيم و کيلومترشمار 29 را نشان می دهد؛
اکنون در مقابل ما سه راه متفاوت قرار دارد يکی در سمت چپ و اول گردنه که به سوی "سندستان" منطقه ی ييلاقی روستاهای "طارم" خواهد رفت، سمت راست راه شوسه ی حسن خاکی است که به سوی روستای "زرنی" و"طارم" می رود، کمی جلوتر وسمت چپ جاده ای است که به "ماسوله" خواهد رفت وآماده شدن آن را به قول معروف کسانی که عمر طولانی و دوباره داشته باشند خواهند ديد. باری همين راه را انتخاب و حرکت می کنيم هوا بسيارگرم است ولی قابل تحمل ولذت بخش؛ چگونه می توان درگردنه "آق گئديک" بود و از هوا گله کرد. جلوتر می رويم مناظر بکر اطراف، گلهای رنگارنگ در کنار مسيرمان، واقعا زيبا و دلرباست. جاده، پرسنگلاخ و پستی وبلندی بسيار دارد، شيب های تند و سربالايی های آن همه فشاری است برای ما. راهی که در آن هستيم مسلط به دره های پايين دست است؛ دره های هولناک و عميق.

بچه ها سرحال و قبراق رکاب می زنند گاهی قدرت مقاومت در برابر زيبايی ها را در خود احساس نمی کنيم و درنگ می کنيم وچشم اندازهای زيبا را می بينيم اين زمان کم برای ديدن اين همه زيبايی بسيارکم است, چندقطعه عکس می گيرم .گلهای بنفش درميان سنگهاوکلوخ ها واقعا زيبا هستند و مثل رنگ متاليک ازدور خود می نمايانند؛ باز می ايستم و عکسی ديگر می گيرم.
واقعا طارم بهترين سوزه ها ومنابع را برای اهل هنر دارد، برای عکاسی، نقاشی و ... . اکنون زير تيغ آفتاب هر از گاهی نسيمي بر صورتمان می زند وبچه ها لحظه ای ازتماشا غافل نبوده رکاب می زنند ساعت 12:20 است کيلومترشمار 40 را نشان می دهد. از جاده ، روستای" گمان "پيداست با احتياط به سوی خانه ها سرازير می شويم ديگر وارد بهشت شده ايم همه جا سرسبز وزيبا ست.
اين همه زيبايی و طراوت در اين موقع سال واقعا غير قابل تصور است ؛ اين شکوه طبيعت و چشم انداز های بديع ، خستگی اين راه سخت را ازبدن بچه ها دور می کند و راه پر از فشار را پشت سر می گذارند . به دوستان اشاره می کنم که وظيفه تک تک ما مراقبت و پاسداری از اين ثروت و گنجينه های خدادادی است و اين ميسر نيست مگر با فرهنگ سازی در ميان مردم و کسانی که به اين قبيل مکانها می آيند. جلوتر می رويم از ميان بوته ها و درختها ، آب رودخانه وسنگها بايد دوچرخه بر کول حرکت کنيم ؛ قدری جلوتر برای اين که بچه ها ازپريدن های متوالی از رودخانه راحت شوند ازدره به بالا می کشيم و از راه مالرو دامنه ها حرکت می کنيم، گاهی نيز می توان در اين جا سوار شد به قول بچه ها به علت کول گرفتن های زياد ديگر دوچرخه سواری از يادمان رفته است کمی مانده به "شيرمشه" به يک درخت توت سياه پيوندی فرد اعلا می رسيم و اينجا ضيافت شروع می شود اين درخت توت کهنسال با ميوه ی شيرين از ما پذيرايی می کند .
بعد از خوردن توت های ريخته بر زمين بازحرکت ازنو، اکنون به "شيرمشه" رسيده ايم راه زيباتر می شود. ساعت 15:30 و کيلومتر به علت کول کردن دوچرخه ها ثابت است. از کنار روستا رد شده باز داخل دره ی زيبا و کنار آب هستيم جايی دنج برای ناهار و برای نشستن پيدا می کنيم و بچه ها به علت مصرف انرزی زياد با حرص و ولع مشغول خوردن ناهار خوشمزه ی خانگی می شوند دست مادران ،اين کدبانوهای ايرانی درد نکند. بعداز صرف ناهار برمی خيزيم و حرکت می کنيم . ساعت 16:40 گاهی سوار و گاهی دوچرخه بر ما سوار که بيشتر ، دوچرخه ها بر ما سوار شده اند ديگر منطقه ی "طارم" از ميان کوهها و دره ی پيش رو پيداست ؛ از دامنه های صخره ای و زيبا جلو می رانيم بايد بيشتر احتياط کرد زير پای ما دره ی عميق و زيباست اگر در حرکت کمی بی احتياطی کنيم به پايين دره خواهيم غلطيد و معلوم نيست به آن پايين با چه وضعيتی برسيم.

اکنون روستای "ايچ" از دور پيداست . جلوتر می رويم و سوار بر مرکب هستيم بايد به راست بکشيم و به جاده ی شوسه ای که به "ايچ" خواهد رفت برسيم، اين کار را می کنيم. اکنون در جاده ی شوسه ی منتهی به روستای "ايچ" هستيم؛ برمی گردم و به پشت می نگرم چشم اندازی زیبا در پشت سر ماست چند عکس می گيرم و به علت
دير بودن وقت و اينکه به تاريکی نيفتيم سوار بر دوچرخه به پيش می رانيم منطقه ی روستای "ايچ" زيبا و رويايی است. اکنون ساعت 7:20 به روستای "ايچ" رسيده ايم کيلومترشمار 56 رانشان می دهد، از روستا عبور می کنيم و می خواهيم تا حد امکان تا روستای "سرخه ديزج" برانيم هوا عالی وخنک و مناظر منطقه زيباست با اينکه از صبح رکاب زده ايم ولی مسير زيبا و هوای عالی ما را به جلو می کشد. از سربالايی های تند عبور می کنيم ديگر هوا دارد تاريک می شود . ساعت 20 است که به روستای "دستجرده" رسيده ايم در همين جا به علت تاريکی هوا می مانيم و سراغ ماشين برای برگشت به زنجان می رويم .
دوستان شرکت کننده در برنامه:
آقایان: حمید پناهی (سرپرست برنامه) - بهزاد نجفی - مهدی منیری -محمد میری - حمید حقگو