آب ندارند. بهداشت ندارند. جاده ندارند. گاز ندارند. چه دارند؟ هيچ. چه كسي به دادشان ميرسد؟ هيچكس. وعده، وعيد، مسئولي ميآيد، مسئولي ميرود. چه چيزي تغيير ميكند؟ هيچ چيز آخر سر جانشان به لبشان ميرسد. در مسجد جمع ميشوند، تصميم ميگيرند بروند جلوي فرمانداري تا شايد دستي از غيب برون آيد و كاري بكند.
زلزله خردادماه سال 69 طارم را لرزاند، عمق فاجعه چنان بود كه پسلرزههاي آن حتي تا 18 سال بعد نيز ادامه داشت، يعني تا ديروز كه اهالي گيلوان ـ يكي از دهستانهاي طارم ـ را به تنگ آورد و براي داشتن آب شيرين،جاده، گاز و ... آنان را به تجمع در مقابل ساختمان فرمانداري طارم واداشت.
آنان ميگفتند بعد از زلزله طارم، روي آب شيرين را نديدهاند و هميشه شوري آب را به اميد اينكه روزي آب لولهكشي خواهند داشت تحمل كردهاند. ولي بعد از اين همه سال بيش از 650 خانوار آن هنوز آب شيرين، ندارند و اينك در سال 1387 با گالن 20 ليتري آب ميآورند. در حالي كه تاكنون حدود سه استاندار و چهار فرماندار و نمايندگان مجلس قول مساعد براي حل اين مشكل دادهاند ولي دوره مسئوليت آنان به اتمام رسيده و هيچ اقدامي صورت نگرفته است هرچند كه همه ميدانند آب اين منطقه غيربهداشتي و مشكلساز است.
”افتتاح مركز بهداشتي و درماني گيلوان بدون حضور پزشك و امكاناتي چون آمبولانس و آزمايشگاه“ و ”عدم ارتقاي دهستان گيلوان به بخش گيلوان كه استانداران و فرمانداران قبلي قول مساعد براي اين موضوع داده بودند“.