اینجا طارم است با محصول گران مایه ای به نام زیتون که در کشور های حوزه مدیترانه آنقدر که قدرش را می دانند و از آن نان در می آورند ما از این محصول استراتژیک غافلیم.از نظر قیمت و بازار انقدر دارای اعتبار است که تنه به تنه نفت سیاه و پر درد سر میزند.اینکه ماها طارمی هستیم و از ارزش این محصول که بهتر است برای کسانی که از ارزش آن ی خبرند بگویم نفت سبز طارم،با خبریم و قدرش را میدانیم به کنار اما آیا برای ایرانی کردن (بخوانید معرفی و بازار یابی )این محصول کاری کرده ایم.

شاید این روز ها تلویزیون ایران را تماشا کرده اید ؟برنج را دیده اید ؟این مازندرانیها چه می کنند با این برنج شان!!!انها آدم کاری در پست های بالا دارند و این برنج شان را شب و روز در رسانه ها تبلیغ می کنند یک روز سمی است ،روز دیگر آلودگی باکتریایی و یک روز هم سالم است آنقدر تبلیغش را میکنند تا به زور به خورد مردم بدهندو بندگان خدا هندی ها هم دستشان در پوست گردو ماند.با این همه پیشرفت علمی و در جهان فناوری این سخنان بی اساس باعث شد خود هندی ها هم به سلامت برنجشان شک کنند.اما سخن بر سلامت یا آلودگی برنج اینها یا تبلیغ آنها نیست .
حرف من این است که آقایان مسئول چقدر به فکر بازار زیتون طارم بودند؟آیا به عنوان بزرگ ترین تولید کننده زیتون ایران نباید در باره این محصول مفید اطلاع رسانی شود؟چرا ما همیشه با این مسئولین سر هر مسئله باید اختلاف نظر داشته باشیم؟چرا به فکر طارم نیستید؟این زیتون بیشتر از اینها ارزش سرمایه گذاری دارد.یک سئوال از مسئولین محترم شهرستان (ما که دیگر از کمک مسئولین استان چشم بسته ایم)آیا اگر این زیتون برای مازندران یا اصفهان بود با زیتون اینگونه که شما رفتار می کنید می کردند؟
برگرفته از وبلاگ طارم نا