ماسوله را بارها رفتهايم اما پياده و يا با ماشين، طبق تقويم امسال كميته دوچرخه كوهستان هئيت كوهنوردي استان زنجان اين برنامه را براي ارديبهشت ماه منظور كردهايم. شنبه 23 ارديبهشت ماه در يك تيم دو نفره ساعت 20/15 از سد گاوازنگ استارت برنامه را ميزنيم هوا نسبتاً خنك و بادي آزار دهنده با گردوخاك فراوان بر سينه ما ميكوبد به سوي گردنه وايواي ركاب ميگردانيم با اينكه از بارشهاي بهاري امسال خبري نيست ولی مسير زيبا و دلچسب است.
با ياد و خاطره بارشهاي پارسال و زيبائيهاي طبيعت آن سال پيش ميرانيم در گردنه وايواي كلاه بر سرمی نهیم و زينها را پايين ميكشيم تا مركز ثقل دوچرخه به عقب متمايل شده و كنترل بيشتری بر دوچرخه داشته باشيم به پائين و به سوي روستاي تهم مسير را پي ميگيريم خورجينها باعث وزن بيشتري شده و كنترل وحفظ تعادل دوچرخه قدري مشكل است صداي پرندگان و نواي آب داخل دره آرامشي دلپذير بر منطقه حاكم كرده است جلوتر ميرويم و كمكم به روستاي تهم نزديك شده و چون لباس دوچرخه برتن داريم به احترام روستائيان به روستا داخل نميشويم و از بيرون روستا وارد جادة آسفالته منتهي به آقگئديك ميشويم از سرسبزي بهاران سالهاي پيش خبري نيست چرا كه امسال اصلاً بارش بهاري نداشتهايم ليكن باز زيبا و پررمز و راز است اين مسير. در دوري مناسب و نسبتاً تند به سوي گردنه ركاب ميگردانيم سربالائي است و باد موافق حركت ماست خنكي هوا پوستمان را صفا ميدهد و در اين هواي خوش با حالي خوشتر در كيلومتر 22 و ساعت 18 در آقگئديك از چشمهسار گردنه قمقمهها را پر ميكنيم.
بدون فوت وفت و درنگ بيشتر جلوتر ميرانيم از سمت راست و جاده شوسه در دست احداث و ساختمان، به سوي روستاي گمان و شيرمشه پيش ميرانيم ماشينهاي را ه سازي و كاميونها با سرعت و گردو خاككنان در آمد و شد هستندجلوتر طبيعت بگرتر و زيباتر ميشود ولي آثار خرابيهاي دست بشر برايمان آزار دهنده است دست راست، داخل دره جنگلي زيبا با چشماندازي بديع ازما دلبری ميكند اين دره حياط خلوت كوهنوردان و كوهپيمايان زنجان است جلوتر ميرويم كمكم راه ناهموارتر شده و راهسازي به صورت فعالتر در اين قسمت پيگيري ميشود. كمي جلوتر دوچرخه دوستم پنجر شده مجبور به توقف ميشويم اكنون درست سمت چپ روستاي شيرمشه هستيم.
بعد از رفع پنجري سريع راه ميافتيم هوا كمكم رو به تاريكي است از شانس بد باز هم همان لاستيك پنچر ميشود اين مسئله نيز بزودي برطرف ميشود دقايقي بيش نيست كه راه افتاديم كه باز باد دوچرخه خالي ميشود ديگر هوا تاريكتر شده دوچرخهها بر دست جلوتر ميرويم تا جائي مناسب چادر زدن پيدا كنيم. در يك جائي با صفا چادر را بر پا ميكنيم و تدارك شام و شب ماني ميكنيم. آسمان صاف و ماه بالاي سرمان به زيبايي هويداست كنسروي باز ميكنيم و شام را صرف ميكنيم دوستم تيوپهاي پنجر را براي فردا آماده ميكند. صداي پرنده شب نويد آرامش و خوابي دلپذير را ميدهد به كيسهها ميخريم و در هواي خنك به اميد فردا و ادامه برنامه چشم بر هم مينهيم.
روز دوم ساعت 5 صبح به صداي آواي پرندگان بيدار ميشويم دوستم باقي كارهاي پنجري ديروز را مرتب ميكند طوقه و والف و سر سيم پره ها را بازديد ميكند بعد از فراغت از اين كار سريع خود را به بالاي كوه رسانده به عكاسي مشغول ميشود ساعت 7 صبح حركت ميكنيم جلوتر در نزديكي روستاي شاقي در كنار آبي زلال خنك صبحانه را سريع ميخوريم و به سوي روستاي درام حركت ميكنيم جلوتر از سه راهي درام و انذر سمت چپ (مستقيم) را انتخاب ميكنيم و با حداكثر توان ركاب ميزنيم ساعت 45/9 در كيلومتر 65 به درام ميرسيم روستا را پشت سر ميگذاريم حدود يك كيلومتر بالاتر به سمت چپ و به سوي روستاي گمادشت و شيرين سو حركت ميكنيم باز سربالايي است ولي مسر بسيار زيباست دیگر از اين جا به بعد هواي ماسوله بيشتر احساس ميشود روستاي گمادشت را كه سمت چپ ماست پشتسر ميگذاريم .
سربالائي شديدتر و مناظر با شكوهتر ميشود صداي خروشان رودخانه صداي زندگي است كه ما را بر ادامه مسير راغبتر ميكند هر چه بيشتر ركاب ميزنيم زيبايي و شكوه و جلال طبيعت بيشتر ميشود و سر بالاييها نيز تندتر در ساعت 10/11 و كيلومتر 77 به شيرينسو ميرسيم كه منطقهاي زيبا و بسيار جالب است در كنار قهوهخانه براي پر كردن قمقمهها درنگ ميکنيم و كنار حوض قهوهخانه درخت توت با ميوة رسيده و شيرين ما را بخود فرامیخواند از قهوهچي مهربان دعوت مابه خوردن توت و از ما به اشتیاق رفتن بسوي درخت .جايتان خالي دلي از عزا در مياوريم و بعد از پر كردن قمقمه و فراغت از خوردن توت از قهوهچي خداحافظي كرده به سوي سبزهميدان حركت ميكنيم يك شيب تند و خاكي نفسگیر در پيش است پاها را در پدال سفت ميكنيم و اين شيب تند رانیز پشتسر ميگذاريم. ساعت 15/12 در كيلومتر 82 در سبزهميدان كنار چشمههاي دو قلو باآب چون يخ و زلال عطش سوزان ايجاد شده از شيب تند سربالايي را بر طرف ميكنيم. باز پاي در ركاب ميكنيم و به سوي ورودي نوكيان پيش ميرانيم ساعت 50/12 وارد دره نوكيان ميشويم.
كيلومتر 84 را نشان ميدهد مسير با وجود كم آبي و نبود بارش هنوز زيباست پيشتر ميرويم جائي كنار رودخانه براي ناهار درنگ ميكنيم ساعت 14 را نشان ميدهد بعد از ناهار حركت ميكنيم مسير زيبا را از ميان درختان و كوره راههاي موجود ميان آنها پيش ميرويم ساعت 45/14 به روستاي تازهكند ميرسيم. كيلومتر 86 را نشان ميدهد از كنار رودخانه و بدون ورود به روستا عبور ميكنيم گاه دوچرخه بر دوش از اين طرف رود به طرف ديگر ميپريم و جلوتر چند ساختمان بر روي همديگر پلهوار ساخته شدهاند به راست ميكشيم و كمكم راه بهتر شده و از رودخانه فاصله ميگيريم بالا و بالاتر ميكشيم اين مسير قديمي روستاي اندره است گاهي سواريم و گاه پياده در اين طرف رود بيشتر بر دوچرخهسوار هستيم از اين بالا روستای اندره پيداست ساعت 10/15 و كيلومتر 87 را نشان ميدهد ديگر فقط سربالايي است و ارتفاع زياد ميكنيم .
بالاتر ميرويم منطقه خنكتر زيباتر و سرسبزتر ميشود. اكنون اين بالا بر تمام منطقه مسلط هستيم در كيلومتر 92 و ساعت 20/18 درست بالا روستاي اندرق هستيم. براي استراحت ميمانيم و پرتقال پوست ميكنيم وجاي همه را خالي ميكنيم هوا واقعاً عاليست و ايدهآل. هواي منطقه مزه هواي او بههاي خلخال را دارد جلوتر ميرويم لحظهاي از عكاسي غافل نيستم. ساعت 30/19 در كيلومتر 95 در گردنه مشرف به ماسوله هستيم هوا سردتر و خنكتر شده است و مه در منطقه با طبيعت بازي بازي ميكند گاه همه جا زير مه و گاهي با طنازي گوشهاي از طبيعت زيبا از زير چادر مه بيرون ميآيد و ما بيدرنگ با دوربين عكاسي انرا شکار ميكنيم جلوتر شيب تندي تا ماسوله در پيش است ديگر هوا كمكم تاريك ميشود بايد بدون درنگ اين سرازيري 12 كيلومتري را پيش برانيم. از نوكيان تا اينجا را بدون اينكه بنيبشري را ببينيم در سكوت ركاب زدهايم .
و اين واقعاً مطلوب ماست و آرامش دلخواه را به ما ميدهد رطوبت مه بسیار زیاد است تمام لباس تنمان خیس اب است ساعت 40/20 در ماسوله هستيم كيلومتر شمار 110 را نشان ميدهد. چادرو كيسه خواب داريم ولي به علت شدت رطوبت هوا قصد داريم اتاقي كرايه كنيم. شب را در سكوت و صداي آبشار ماسوله به صبح ميرسانيم. ساعت 7 صبح صبحانه را ميخوريم و وسايل و بارها را جمع و جور كرده از اتاق بيرون ميآئيم. قرار بر برگشت با اتوبوس را داشتيم ولي دوست همراهم يك ريز غر ميزند كه ماشين را كنار گذاشته و مسير را تا زنجان ركاب بزنيم. بالاخره تصميم بر اين ميگيريم كه با دوچرخه ركاب بزنيم و در دلم بر اين همه همت و اراده اين جوان 19 ساله احسنت ميگويم. باري مسير سربالائي را كه شيب تندي دارد در يك دور مناسب در پیش ميگيريم ساعت 8 صبح است مسر مهآلود و تنها تا چند قدم جلوتر آشكار است.
ولي هوا خنك و دلپذير است در مسیر باز كسي غير ما نيست حدود 6كيلومتر جلوتر خانوادهاي 4-5 نفره در حال چيدن گلگاوزبان هستند با مرد خانواده سلام عليكي رد و بدل ميشود وباز پاي در ركاب ميفشاريم جلوتر علامتی در سنگ مسير قله شاه معلم را نشان ميدهد ديگر از گل و شل حاصل از مه خبري نيست نسبتاً سرعتمان نيز بيشتر شده است ركاب زدن در اين مسير و در اين هوا واقعاً عاليست مخصوصاً كه هر از گاهي مه كنار ميرود و جنگل و مسير پديدار ميشود ديگر به آخرهاي سربالايي و گردنه ميرسيم ساعت 12 ظهر است و حدود 12 كيلومتر سربالايي را ركاب زدهايم جلوتر با يك منظره زيبا مواجه ميشويم و آن وجود دو عدد كبك زيبا در كنار جاده با فاصلهاي اندك از ماست ميايستم و تماشايشان ميكنيم ولي انگار از دوربين خوششان نميآيد و مه آنها را در بر گرفته و از ديد پنهان ميشوند جلوتر در كيلومتر 17 روستاي جلال آباد پيداست كه سمت چپ ما و پائين دستها قرار دارد با سرعت ركاب ميگردانيم چرا كه ديگر مسير كفي است .
ساعت 20/12 در كيلومتر 19 به قهوهخانه سيبله ميرسيم از اينجا به سه استان گيلان و زنجان واردبيل ميتوان رفت از قهوهخانه قصد پر كردن قمقمه ها را داريم قهوهجي با محبت تمام پذيراي ماست او مسيری را به ما نشان ميدهد كه بسيار ما را از نظر مسافت پيش مياندازد و زيبائي وصف نشدني نيز دارد. از قهوهچي خداحافظي ميكنيم و پاي در پدال ميفشاريم باز سربالايي است و جلوتر ميرويم منطقه نسبت به مناطق زنجان سرسبزتر و با طراوتتر است. ساعت 30/13 در كيلومتر 23 از ماسوله به يك دو راهي ميرسيم كه سمت راست به سوي كهل دشت و خلخال و سمت چپ به گندم آباد و نوكيان خواهد رفت سمت چپ مسير ماست و پيش ميرانیم واقعاً زيبا و خيره كننده است در كنار راه درنگ ميكنيم و چند قطعه عكس از چوپان و گوسنفدانش كه در آن دور دستهاست ميگيريم و باز پيش ميرانيم ساعت 40/14 و كيلومتر 36 را نشان ميدهد كه باز به يك دو راهي ميرسيم سمت چپ به گندم آباد و دست راست به نوكيان و گردنه بالاكوه منتهي خواهد شد، سمت راست را بر ميگزنيم و از يك شيب نسبتاً تند بالا ميكشيم بعد از اين ديگر مسير زيباتر و كمشيبتر ميشود جاي دوستان را خالي ميكنيم انگار در مسير دميرلوي زنجان هستيم همه جا با طراوت و سرسبز و مسير پر است از كاكوتي و توکلیجه.ساعت 15به گردنه بالاکوه ودوراهی می رسیم .
اينجا دست راست به كهل دشت و منطقه خلخال و سمت چپ به نوكيان و سبزهميدان خواهد رفت شيب تند گردنه را به سوي نوكيان و سبزهميدان پيش ميگيريم. ساعت 25/15 و كيلومتر 45 در سبزهميدان و كنار چشمههای آن ناهار را فوري خورده و ساعت 55/15 سبزهميدان را به قصد درام پشتسر ميگذاريم در ميان راه گروهي حدود 100 نفر از اعضای سپاه ناحيه زنجان به سوي سبزهميدان روانند. ما نيز با شتاب تمام ولي با احتياط به سوي درام پيش ميتازيم از گمادست ميگذريم و به راه اصلي ميرسيم به سمت چپ ميپيچيم. باد بر سينه ميكوبد. هم ركابم در جلو دور ميدهد و بر پدال ميفشارد و من نيز در خلاء پشت او پيش ميرانم. سربالايي وباد سينه است همت و ارادة دوستم باز اينجا كارساز است او با دور 30 و 25کیلومتر در ساعت جلو ميتازد جاده بده بستان است فشار زيادي بر ما وارد ميشود ولي چون قصد داريم سربالايي سرخه ديزج تا زنجام را نيز ركاب بزنيم.
بايد قبل از تاريكي و ساعت مناسب در سرخه ديزج باشيم به پلچوررق رسيدهايم ساعت 50/17 و كيلومتر 84 را نشان ميدهد آب و تنقلات براي تقويت تناول ميكنيم و باز بر ميخيزيم و پاي در ركاب ميكنيم اينبار قرعه به نام من است و بايد من دور بدهم سربالايي شديدتر شده است ديگر با سرعت نميتوانيم جلوتر برويم بادور 18 –15 سربلاييها را يكي پس از ديگري پيش ميرانيم مسير زيبا وليكن صداي ماشينهاي گذري و بوي اگزوز آنها آزار دهنده است ساعت 19 در كيلومتر 93 در سرخه ديزج هستيم. تنها ساعتي از روز باقي مانده و اين يعني ديگر فرصت ركاب زدن براي امروز از دست رفته است بايد براي شب ماني در كنار همين جاده يا استفاده از ماشيني براي بقيه راه تا زنجان تصميم بگيريم. به خاطرناامني اينجا براي چادر زدن تصميم به ادامة مسير با ماشين را ميگيريم. به امید انکه دربرنامه ای دیگر این سربالائی تند را نیز رکاب بزنیم.
کل مسافت طی شده203کیلومتر
كميته دوچرخه كوهستان هئيت كوهنوردي زنجان