|
آنچه به نام فرضيه کانکانى (1904) خوانده شده براى نخستين بار در تاريخ دانش زلزله شناسى مقياس دوازده گانه و تخمينى مرکالى را با شتاب زمين در همان نقطه مرتبط ساخته است. چند سال بعد (1906) اين فرضيه توسط کووس ليکتى تعميم داده شده و نامبرده رابطه زير را براى ارتباط اين دو عامل پيشنهاد نموده است+ I= Plog 10 a در اينجا I درجه شدت لرزشى نقطه مورد بررسى در مقياس اصلاح شده مرکالى مى باشد که بر پايه عوارض مشهود ارزيابى و با داورى تخمين مى شود. همچنين a شتاب زمين در همان نقطه بر حسب سانتيمتر بر ثانيه بطور کمى اندازه گيرى شده و پاياهاى P , q نيز با تجربه در محل هاى مختلف محاسبه مى شوند. در اين رابطه آنچه توسط گوتنبرگ و ريشتر (1943) با تجربه برآورد شده به گونه I= 3Log a+ 1.5 نشان داده شده است. از طرفى با در نظر گرفتن فرضيه هاى اوليه در يک نوسان هم آهنگ با دوره ثابت انرژى هم با توان دوم دامنه نوسان موج و هم با عکس توان دوم فاصله از چشمه موج متناسب مى باشد يعنى: E/E¹~Ar/Ar~r²/r² همچنين شتاب با دامنه نوسان متناسب است a/a¹~A/ A¹ بنابراين شتاب با عکس فاصله متناسب خواهد بود.a/a¹~ r¹/r پس با استفاده از رابطه (1) گوتنبرگ- ريشتر، اختلاف شدت لرزشى در دو نقطه به صورت زير نوشته مى شود. Io-I=3log a/a¹=3log r¹/r هر گاه اين اختلاف شدت نسبت به شدت بيشينه در نظر گرفته شود: Io-I=3log r/h و چون r²=d²+h² مى باشد پس: ½ [ Io-I=3log [(d/h)² + 1 گوتنبرگ از اين بستگى با اندازه گيرى ميانگين شعاع حوزه اى که شدت آن بين شش و هفت درجه مرکالى تخمين مى شود ژرفاى کانونى را محاسبه نموده است. کاستى اين برآورد اين است که در آن از عامل ضريب جذب انرژى توسط سنگ و خاک صرفنظر شده است، در حاليکه اين عامل در روند توزيع شدت تاثير ملموسى مى گذارد به نحوى که پربند هاى هملرز زمين لرزه ها به پيروى از تنوع ساختار منطقه وقوع اشکالى گوناگون آشکار مى سازند. چنين تاثيرى گوتنبرگ را بر آن داشت تا باور نمايد که دامنه نوسان موج در فاصله r بر حسب کيلومتر با دامنه آن در مرکز زلزله به سبب جذب انرژى در طول مسير موج با تابع نمايى A=Ao exp (-rα در ارتباط مى باشد. با اين باور ضريب e rα در مسير 2 پيدا شده سبب کاهش بيشتر انرژى موج ميشود.بنابراين با در نظر گرفتن پديده تخفيف انرژى نسبت به شتاب در دو نقطه از منطقه اى با ميانگين ضريب جذب α چنين است: ( a/a¹= r¹/r xeα(r¹-r و اختلاف شدت لرزشى در دو نقطه به صورت( Io-I=3log r¹/r Xeα(r¹-r و نسبت به شتاب بيشينه( Io-I=3log r¹/r Xeα (r¹-h ميشود(رابطه 3). روش کار: نخست با بررسى عوارض مشهود و به جاى مانده زلزله سى و يکم خرداد ماه 1369 شمسى رودبار اطلاعاتى مقدماتى از مرکز مهلرزه اى رويداد، منطقه شديد لرزه و ساير حوزه هاى شدت حاصل شد. آنگاه با وارسى هاى بيشتر و گام به گام با ديدن نحوه خرابى ها، زمين لرزه ها، سنگ ريزش ها، ترک ها و در تلفيق با پاسخ پرسشنامه هايى که در سراسر منطقه توزيع شده بود دريافتى پوياتر براى تشخيص حوزه هاى شدت از يکديگر فراهم شد. جداسازى پر بند ها با عبور از بين دو نقطه نزديک به هم با درجه آغاز و در وضعيت هاى مشابه به هم پيوند داده شد. دوگانگى شدت در محل هاى خيلى نزديک به هم چولگى هايى را در انتهاى برخى از حوزه ها موافق طبيعت منطقه و روند حرکت آشکار ساخت. بايد گفت که پيوند گستره اى نيز در قسمتى از پربند ها به سبب نبود مدرک به گونه خطاى اتفاقى وارد شده است. در هر حال براى رقم سازى از اين دريافت هاى کيفى بر پايه تحليل ويلهم اشپون هوئر (1960) و با تصحيح اثر خطاى اتفاقى (اسلامى 1986) به کمک ضريب همبستگى خطى محاسبات زير انجام گرفته است. نخست با صرفنظر کردن از جذب انرژى و با قرار دادن شعاع متوسط منطقه اى که شدت در آن بين شش و هفت درجه مرکالى تخمين مى شود در جمله اول رابطه (3) ژرفا حدود يازده کيلومتر حاصل شده است. سپس با بسط رابطه (3) به گونه زير، فرضى h/11 کيلومتر، دسته بندى اطلاعات، بردن آنها در صفحه مختصات قائم، با روش کمترين توانهاى دوم رگرسيون و همبستگى خط تحليل شده است (Io-I= 3Log r/h + 3α E( r-h Io+3Log h+3α -B=α Eh=A I+3 Log r= Yi 3Er=Xi Log e= E در اين تحليل بيراهى استارد برآورد، بيراهى B, A در فاصله اطمينان 90% محاسبه شده است. چنانچه در اين فاصله ميانگين ضريب جذب منطقه 0/001± 0/010 و ژرفاى زلزله اصلى رودبار 19+2 کيلومتر از مصداق در رابطه A-Io/log h³+Eh=0 به دست آمده ضريب همبستگى در اين محاسبات 99% مى باشد. بزرگى زلزله با اين داده ها به يارى رابطه تجربى شبالين 0/10± 7/24 برآورد مى شود. از طرفى دريافتهاى ثبت شده توسط شبکه لرزه نگارى سراسر کشور و شبکه هاى صحرايى مستقر در منطقه با کمک برنامه رايانه اى و با استفاده از يک مدل سه لايه اى نيز موقعيت و مشخصات زلزله اصلى و پس لرزه ها را تعيين نموده است. زمان ارائه : شنبه 27 بهمن 1369 نام نويسنده : على اکبراسلامى - پرويز مظفرى
|