|
 |
فهرست اصلي |
|
 |
موضوعات |
| |
|
 |
نظرسنجی سایت
|
|
|
|
|
 |
آرشیو ماهانه |
|
|
|
|
 |
آب و هوای طارم
|
|
|
|
|
 |
اوقات شرعی طارم |
|
|
|
|
 |
خبرنامه سایت |
|
|
برای اطلاع از آخرین مطالب ارسالی و بروز شدن سایت،به ما بپیوندید
| |
|
 |
آمار سایت |
|
|
|
|
 |
لینکستان از جنس طارم |
|
|
|
|
|
 |
دعوت به همکاری |
|
سلام،به وب سایت شهرستان طارم خوش آمدید،لطفا در نظر سنجی سایت شرکت نمائید،همچنین نظرات خود را در مورد مطالب سایت با ما در میان بگذارید
تمامی عزیزان اگر مطلبی در مورد طارم دارید،به آدرس پست الکترونیکی ارسال کنید .مطلب شما با نام خودتان منتشر خواهد شد.
کسانی که مایل به تبادل لینک هستن.ابتدا ما را بانام "وب سایت شهرستان طارم" لینک نمایند.سپس در قسمت نظرات اطلاع دهند.در اولین فرصت نسبت به لینکشان اقدام می شود.
|
|
|
 |
گزارش برنامه ی مسیر زنجان-تهم-آق گئدیک-سرخه دیزج-طارم |
|
|
گزارش برنامه ی مسیر زنجان-تهم-آق گئدیک-سرخه دیزج-طارم
(11/7/84)
5صبح روزدوشنبه 11/7/84 درفلکه ی کوچه مشکی سرقرار حاضریم بعداز وارسی
وسایل ودوچرخه ها بسوی سد گاوازنگ براه می افتیم.هوا تاریک وبه علت مه
شبانه سرد است .بادگیر را تنمان می کنیم ،دقیقا هوای صبح پائیزی.در کنارهم
وبا سرعت 20 کیلو متررکاب می زنیم .هراز گاهی سیاهیی نمایان می شود
کوهنوردیست٬ که بسوی چله خانه می رود ویا از سحرخیزترین هاست که رفته
وبرمی گردد. صدای شجریان همراه ماست .کاست شب سکوت کویرداخل واکمن است .
آوای دل انگیزموسیقی مقامی، صدای شجریان و این اشعار-- توکه نازنده بالا
دل ربائی --- تو که بی سرمه چشمان سرمه سائی --- تو که مشکین دو گیسو در
قفائی---به ما گوئی که سرگردان چرائی –حالی خوش ووصف ناپذیر بمن دست می
دهد.
هوا کم کم روشن می شود به سد گاوازنگ رسیده ایم دیگرکوهنوردان پای ثابت
اینجا، در کنار سد اماده رفتن به بالا هستند .با سلام وخسته نباشید ٬از
کنارشان می گذریم .سربالایی بعد سد گاوازنگ بسوی امند را پی می گیریم.کم
کم حرارت بدن در اثر فعالیت بالامی رود ،بادگیررا ازتن در می آوریم ،غیر
از ما کسی در این مسیر نیست.در سکوت کامل رکاب می زنیم وصدای شجریان درگوش
ودر دلم آشوبی بپا کرده است --- دلم دردی که دارد با که گوید --- گنه خود
کرده تاوان از که جوید -- به سه راهی امند می رسیم.
به راست وبسوی چشمه پشت "آیی قلعه سی" می پیچیم .خنکی هوا کمی سوز دارد.
بر رکاب بیشتر فشار می آوریم، تا گرم شویم.ساعت 6:30 به آخرپیست دوچرخه
سواری می رسیم .کیلو مترشمار عدد 13 را نشان می دهد. میدان را دور می زنیم
ودرشمال غربی آن ازراه مالرو یی بسوی گردنه ی وای وای رهسپارمی شویم. هوا
بسیار عالی است .چوپان آرام آرام گوسفندان رابسوی دامنه ها می راند.یک
سرازیری رد می کنیم ازجویبار که سرمنشا رودخانه ی امند است عبورمی کنیم
.ازاینجا تا گردنه ی وای وای سربالائی تندی در پیش داریمواین سربالایی
فشار زیادی را طلب می کند؛ ساعت 6:40در گردنه هستیم وچشم انداز زیباییست .
ازدورمنطقه ی زیبای روستای "تهم" پیداست .خاطرات برنامه های سالهای گذشته
مثل فیلم از خاطرم می گذرد. خاطرات زمستانها، پاییز وبهاران وشجریان دم می
دهد .بمیرم تا تو چشم تر نبینی-- شرار اه پر آذر نبینی--- چنان از آتش
عشقت بسوزم-- که از ما رنگ خاکستر نبینی ---مه سحرگاه، زیبایی منطقه واقعا
دل کندنی نیست ولیکن باید راهی شویم وزمان را از دست ندهیم. براه می افتیم
.مسیر سرازیری توام با ناهمواریست دو چرخه باید یا در کول حمل شود یادردست
.من به شانه می گیرم، کلاه برسرمی گذاریم واز بالای گردنه سرازیر می
شویم.
صدای کبک ها مسیر را با صفا تر کرده است .بعد ازیک ربع راه هموار تر می
شود .سوارمی شویم با احتیاط رکاب می گردانیم، رنگ زرد کهربایی منطقه
بسیار زیباست.ازباغ با صفا ی عباد بامیوه های سیب خوشمزه اش رد می شویم
.کمی جلوتر از جویباری نیز می گذریم .دیگر به روستای تهم نزدیک می
شویم.مردم روستا کم کم ازخانه ها بیرون می زنند .ساعت 7:20به" تهم" وارد
می شویم. راه طی شده 17 کیلو متر است.
ازکوچه های سنگ فرش باشیب تند روستا با حداکثر فشار، رکاب زنان می گذریم .
از روستا بیرون آمده ایم وبه جاده ی تازه آسفالت شده ی"آق گئد یک" وارد می
شویم .ازدورکوه های مشرف به گردنه پیداست؛ سربالایی نسبتا تندی تا گردنه
در پیش است قدم به قدم اینجا برایمان خاطره انگیز است.اطراف جاده بسیار
زیباست .
از دور راه "علی آباد" در سمت راست ما پیداست .سربالایی تندتر می شود
وفشار بیشتری می طلبد.جلوتر آسفالت تمام می شود وجاده ی قبلی در دست
ساختمان است در کنار راه وتقریبا درنزدیکی گردنه ی "آق گئدیک" چشمه ای است
که آب خنک آن ازلوله پلاستیکی بیرون می ریزد .ازآن می خوریم وبرای بقیه ی
مسیرهم برمی داریم .لازم به ذکراست که دردوچرخه سواری آب زیادی از بدن
خارج می شود. اگردرصدد جبران وجایگزینی آن نشویم، از نظر نیرو وانرﮋی با
افت شدید روبرو خواهیم شد؛ درضمن، این عمل باید درفاصله های زمانی کوتاه
انجام شود و حتما مایعات مورد استفاده ی ما دارای املاح ومواد قندی باشد .
به "آق گئد یک" می رسیم ساعت8:20 وکیلومتر، 27 را نشان می دهد.هوای عالی،
دم گرم شجریان تصنیف بارون با آوای محلی خراسانی و شعرقشنگ–ببار ای ابر
بهار--- با دلم به هوای زلف یار ---دادو بیداد از این روز گار--- ماه
ودادند به شبهای تار ---ببار ای ابر بهار --- باد لم گریه کن خون ببار---
بر شبای تیره چون زلف یار ----بر لیلی چو مجنون ببار ای بارون ---دلا خون
شو خون ببار--- بر کوه و دشت وهامون ببار--- به سرخی لبای سرخ یار--- بیاد
عاشقای این دیار--- به کام عاشقای بی مزار ای بارون ---سر کیفمان آورده
است . اینجا مانند ترمینالی است که چند راه ازآن منشعب شده٬ سمت چپ ما
راهی به ییلاق "سندستان"، جلو تردرهمین سمت، راهی است که به "طارم"
و"ماسوله" خواهد رفت وهنوز تمام نشده٬ سمت راست به روستای "زرنی" خواهد
رفت وما همین مسیر را انتخاب خواهیم کرد.
در اول مسیرسربالایی تندی است؛ پشت سرمی گذاریم. تقریبا به ارتفاعات جنوبی
طارم می رسیم واین بالاها، زیبایی منطقه دو چندان است. بهار اینجا واقعا
زیبا ودیدنیست.جلو ترمی رویم سربالایی بی امان وتوام با سرازیریست٬ یک بده
بستان واقعی وبهترین جا برای تمرینات اینتروال .محو زیبایی مسیرهستیم .دره
های مه گرفته مانند دریایی پرتلاطم است.به اولین دو راهی می رسیم دست راست
به سوی "علی آباد" ومستقیم مسیرماست.به علت هوای مه آلود وخنک با آمادگی
کامل رکاب می زنیم غیرازما دو نفر، جنبنده ای نیست .سکوت کامل حکمفرماست.
من مشغول تماشا وگوش دادن به موسیقی هستم -ای عاشقان ای عاشقان پیمانه ها
پرخون کنید ---.وزخون دل چون لاله ها رخساره ها گلگون کنید ----آمد یکی
آتش سوار بیرون جهید از این حصار ---تا بر دمد خورشید نو شب را زخود بیرون
کنید --- دیوانه چون طغیان کند زنجیر و زندان بشکند ---از زلف لیلی حلقه
ای بر گردن مجنون کنید ---هردو نفر در اوج لذت دیدن از زیباییها ی منطقه
حالی خوش داریم وشاکر این همه نعمت هستیم .
در کیلو متر36 به جای خالی اوبه ها وکلبه های قازما باتمازمی رسیم. درست
سمت چپ ماست،با چشمه ای زلال وخنک در کنارش پای در رکاب می فشاریم وجلو تر
می رویم. مسیر پر فشار وزیبایی منطقه، دست دردست هم داده حالی زیبا
وخوشایند وغیرقابل وصف بما داده است؛ جلوتردرکنارمسیردرخت مقدسی است که
سالیان درازی ازعمرش می گذردواین دوستی ایرانیان با درخت وطبیعت را می
رساند . کمی دور تر از اینجا بشکه ای فلزی وپرازآب درکنار مسیر قرار دارد
که احسان روستاییان است. دست چپ ما راهی مشاهده می شود که به "کلکش" می
رود؛ ما راه مستقیم را ادامه خواهیم داد.جلوتر می رویم کیلو متر، 47 را
نشان می دهد. در مسیرمان به باغی می رسیم که درختان گردو در کنار هم به صف
کشیده شده اند .اینجا از آن روستای "زرنی" است . ساعت 10:50است .
جلوتر، درختان وحشی زالزالک در دو طرف جاده ما را به ضیافت می خوانند . به
زیر درختی برای خوردن گردو می رویم زیبایی رنگ میوه های درخت،یک ترکیب
بندی جالبی را پدید آورده وماراوادارمی کند که چند عکس ازآنها بگیریم .
عکس و خوردن میوه چند دقیقه از وقت ما می گیرد . جلوتر می رویم ؛دست چپ
راهی است که به "شیرمشه" می رود واین مسیر نیز بسیار جالب وزیباست که ما
می توانیم ازاینجا مسیررا ادامه دهیم وبه "شیرمشه" و "گمان" و زنجان
برگردیم. این مسیرازکنارآب رودخانه ادامه می یابد که زحمت وسختی حمل
دوچرخه ازمیان وکنار آب را دارد .
ولی ما طبق برنامه خودمان سمت راست را ادامه می دهیم . جلوتر ودست راست
ما روستای "زرنی" با تمام زیبایی رخ می نمایاند .تا اینجا بیشتر مسیر سر
بالایی بود.ازاینجا سرازیری تند ومعروف "زرنی" شروع می شود.به علت وجود
شیب های تند ولغزنده وخاکی وماسه ای بودن آنها،بارها دراینجا زمین خورده
ایم وبا دست وپای مجروح وشکسته به خانه برگشته ایم.جلو ترمی رویم
،درکنارجاده ودرمیان بوته های تمشک برای ناهاراتراق می کنیم . ساعت
11:15و49 کیلومتر طی شده است . بعد از صرف ناهار بازمسیررا ادامه می دهیم
ودر کیلو متر55 به جاده ی آسفالته می رسیم . ساعت 11:45است.
به راست می پیچیم سربالایی است، در کیلو متر 58 به روستای "گیا" می رسیم.
ساعت 12 وهوا بسیار عالی است واین بزرگترین ارفاق این برنامه است .سرحال
وقبراق رکاب می زنیم .جلو ترباغهای روستا های طارم با میوه های انجیر،
انار٬ انگور و گردو نظرها را جلب می کند . به کنار درخت انجیری می رویم
ودرهمین درخت، شاخه های انگور ازنوع سیاهش نیزپیچیده وبالا رفته است.در
طارم اکثر درختان انگور به درختان دیگر تکیه داده اند وازآنها بالا رفته
اند.میوه های درختان ما را بسوی خود می کشاند. انجیرسفید فرد اعلا٬ انگور
سیاه، لمیده بر درختان انار، ترکیده از شد ت شیرینی. دل سیری از اینها می
خوریم .
جلوتردرخت خرمالو با میوه ی هنوز نرسیده زیبایی خاصی داردو جلب نظرمی کند
عکسی می گیریم . باید جنبید وپای دررکاب کرد واز باغهای میوه دل کند سخت
است ولیکن باید حرکت کرد.سربالایی بی امان، همه ی خورده هایمان را هضم
خواهد کرد . می رانیم و فشار زیادی در پیش است.ازدیگرروستاها می گذریم
وآنها را پشت سر می گذاریم؛ سربالای "سرخه دیزج" شروع می شودو فشار مضاعفی
را می طلبد .در رکاب پای می فشاریم. ساعت 14:10 است وکیلو متر،80را نشان
می دهد .ما درسه راه سرخه دیزج هستیم .واینجا برنامه تمام است . برنامه ای
زیبا ودل چسب . با یک ماشین سواری مسافرکش وقرار دادن دوچرخه ها در صندوق
عقب آن ،راهی شهر زیبایمان زنجان می شویم با امید به برنامه ای دیگر.
نفرات شرکت کننده در برنامه:
آقایان: 1- منصور افشاریان (سرپرست برنامه) 2- حمید پناهی
| |
|
|
|
 |
30 مطلب ارسالی آخر |
|
|
|
|
|
 |
درباره وب |
|
|
وب سایت شهرستان طارم-بهشت کوچک ایران زمین(هندوستان ایران) شهر من ، من به تو می اندیشم ... نه به تنهایی خویش ... از پس شیشه تو را می بینم ... که گرفتی مرا در بر خویش ... من وضو با نفس خیال تو می گیرم ... و تو را می خوانم ... و به شوق فردا که تو را خواهم دید ... چشم به راه می مانم ... تن من پاره ای از آن تن توست ،
|
|
 |
جستجو |
|
|
|
|
 |
پربازدیدترین مطالب سایت |
|
|
|
 |
لينک دوستان |
|
|
|
|
 |
بخش ویژه |
|
|
|
|